دوست داشتم در خاطرات دیوانه وارم تصویر خنده ی تو را می کشیدم و

مانند سکانس های مکرر یک فیلم تکرارت می کردم .

گونه های بارانیت تولد بیمارم را به خاطرم می آورد ،

 وقتی روزهای قشنگ و دلخوشی های آبیت را گل آلود کردم ...

هرگز خودم را نخواهم بخشید ...!