شروع یک موجود بی خاصیت
دوست داشتم در خاطرات دیوانه وارم تصویر خنده ی تو را می کشیدم و
مانند سکانس های مکرر یک فیلم تکرارت می کردم .
گونه های بارانیت تولد بیمارم را به خاطرم می آورد ،
وقتی روزهای قشنگ و دلخوشی های آبیت را گل آلود کردم ...
هرگز خودم را نخواهم بخشید ...!
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 13:25 توسط پدرام
|