آدم  فهمیده ای بود...

خوب می دانست کجاها 

 خودش را به نفهمی بزند...

آدم با گذشتی بود ...

از " من " هم گذشت...!

از " نبودنـــــت "

دلـــگیر نیستم

از اینکه روزگاری

"همه ی دنیایم بـــــــودی "

دلگـیــــــــرم

گاه وبیگاه..

گاهی ... 

دلت به راه نیست!! 

ولی سر به راهی... 

خودت را میزنی به آن راه و میروی 

وهمه، 

چه خوش باورانه فکر میکنند... 

که تو...  

" روبراهی "

سخت است...

سخت است...
 
 
به جاي برسي 
 
 
 كه ديگه نه هيچ آمدني آرامت كند،
 
نه هيچ رفتني نابودت...