تو
تو که همه را میبینی...چرا من را نمیبینی..؟؟؟
نمیبینی که فرسودم...؟؟؟
نمی بینی که پر ز اندوه ام..؟؟؟
نمیبینی که نگاهی بیقرار دارم..؟؟؟
نمی بینی که قلب دارم...که اشک دارم..؟؟؟
که لرزان است دستانم..؟؟؟
که بیهوده میخندم...
که بیهوده گریزانم..
گریزانم از تو و توها...
نمیبینی که رویاهایم خیس خیس اند..؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10:44 توسط پدرام
|